جمال الدين محمد الخوانساري
107
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
زكاة علم عطاى آنست بمستحقّ آن وتعب فرمودن نفس در عمل كردن بآن . مراد به « عطاى آن بمستحقّ آن » آموزانيدن آنست بكسى كه خواهد وقابليت آن داشته باشد وگفتن حكم شرعي را در هر مسئله بكسى كه محتاج بآن شود . 5459 زيادة الفعل على القول أحسن فضيلة ونقص الفعل عن القول أقبح رذيلة . زيادتى كردار بر گفتار نيكوتر فضيلتى است ، وكمي كردار از گفتار زشتتر رذيلتى است . « فضيلت » چنانكه مكرّر مذكور شد صفت نيكوى بلند مرتبه را گويند و « رذيلت » مقابل آنرا از صفات پست مرتبه . ومراد به « زيادتى كردار بر گفتار » اينست كه مثلا وعدهء احسانى كه بكسى بكند زيادة بر آن بجا آورد ومردم را كه امر بمعروف ونهى از منكر كند خود زيادة از آن بعمل آورد ، وبه « كمي كردار از گفتار » عكس آنهاست . 5460 زد من طول املك في قصر اجلك ، ولا تغرّنّك صحّة جسمك وسلامة امسك ، فانّ مدّة العمر قليلة ، وسلامة الجسم مستحيلة . زياد كن از درازى اميد خود در كوتاهى أجل خود ، وفريب ندهد ترا صحت بدن تو وسلامتى ديروز تو ، پس بدرستى كه مدّت عمر كم است وسلامتى بدن تغيير يابنده است . مراد به « زياد كردن از درازى اميد در كوتاهى اجل يعنى مدّت عمر » اينست كه اميدهاى دراز خود را كوتاه كن وبيفزا آنچه را كم كنى از آنها در مدّت عمر خود ، واين باعتبار اينست كه مدّت عمر آدمي اندكى است ووفا باميدهاى دراز وسعى در تحصيل آنها نمىكند پس هر كه را اميدهاى دراز باشد مدّت عمر أو در نظر أو كوتاه نمايد وهر گاه اميدها را كوتاه كند وعمر أو وفا كند به آن چه خواهد عمر أو در نظر أو بلند نمايد ، پس « كوتاه كردن اميد » گوئيا دراز كردن